close
تبلیغات در اینترنت

داستان عاشقانه


درباره سايت درباره سايت
به وبلاگ تفریحی آریانا سیستم خوش آمدید. اميدواريم از مطالب وبلاگ لذت ببريد و بتونيد به مطلبي كه ميخواستيد برسيد برای استفاده ی کامل از سایت و انجمن عضو شوید. فروشگاه آریانا هم فعال شده واسه کاربران این سایت به صورت کاملا اختصاصی.دوستان برید حالشو ببرید.

موضوعات موضوعات

ادبی

داستان عاشقانه

رمان

شعر

متفرقه

سرگرمی

چیستان و معما

اطلاعات عمومي

عمومي

خواندني ها

خبر هاي فناوري

مطالب جالب

عکس های عجیب

پيامك

عاشقانه

تولد

تسليت

برترين ها

ترفند ها

ويندوز

داس

برنامه ها

موبايل

زندگي نامه ها

دانشمندان

شاعران

فيلم سازان

بازيگران

تاريخدانان

بزرگان فناوري

بزرگان تاريخ كشور

آموزش

نرم افزار

ویندوز

سخت افزار

مشتركين

همراه اول

ايرانسل

کامپیوتر


آرشيو آرشيو

1396

1395

1392

1391

1390


جستجوگر پيشرفته سايت





هیتر جت


هیتر,هیتر تابشی,جت هیتر,هیتر سقفی,بخاری فن دار,بخاری کارگاهی,هیتر موشکی,جت هیتر مرغداری,هیتر گلخانه,هیتر کارخانه,heater,هیتر گازی,هیتر گازوئیلی سیستم های گرمایشی تولید شده در گروه صنعتی صبا هواساز در مدل های هیتر، جت هیتر ،هیتر موشکی،یونیت هیتر،هیتر کابینتی ،کوره هوای گرم و بخاری صنعتی ساخته و به بازار عرضه می شوند با پیاده سازی آخرین تکنولوژی های صنایع گرمایشی و الگو برداری از سیستم های گرمایشی اروپایی با کیفیت بالا و مصرف کم انرژی باعث ایحاد تحول در سیستم های گرمایشی کشور شده اند. تنوع مدل،تنوع ظرفیت و هم چنین قابلیت سفارشی سازی سیستم های گرمایشی از دیگر امتیازاتی است که گروه صنعتی در اختیار مشتریان خود قرار می دهد جت هیتر یا همان هیتر موشکی یکی از پرفروش ترین محصولات گروه صنعتی می باشد که در مدل گازی،گازوئیلی و دوگانه تولید می شوند.هیتر جت-هیتر موشکی - در مدل های دود کش دار و بدون دودکش و دو موتوره تولید می شود.

هیتر
هیتر تابشی
جت هیتر
هیتر سقفی
بخاری فن دار
بخاری کارگاهی
هیتر موشکی
جت هیتر مرغداری
هیتر گلخانه
هیتر کارخانه
heater
هیتر گازی
هیتر گازوئیلی
یونیت هیتر
هیتر کابینتی
کوره هوای گرم
بخاری صنعتی
هیتر چیست
هیتر صنعتی
تولید هیتر
فروش هیتر
قیمت هیتر کابینتی
هیتر موشکی مرغداری
بخاری گازی فن دار
بخاری تابشی سقفی
بخاری صنعتی گازدار
بخاری تابشی
هیتر جت

یونیت هیتر (به انگلیسی: Unit heater) دستگاهی است که ار آن برای گرم کردن فضاهای بزرگ نظیر سالنهای سرپوشیده، سالن‌های کارخانجات و ... استفاده می‌شود.

یونیت هیتر از قسمتهای زیر تشکیل شده است:

کویل با لوله‌های پره دار که در داخل آن آب گرم، داغ و یا بخار به عنوان حامل انرژی حرارتی جریان دارد بر حسب نوع یونیت هیتر ممکن است کویل صاف، مکعبی شکل، گرد و یا دایره‌ای شکل باشد.
پروانه و یا فن که وسیله عبور دادن هوا از کویل و به جریان انداختن هوا در داخل فضای گرم شونده را بر عهده دارد. این فن بر حسب ظرفیت و فشار هوادهی ممکن است از نوع ملخی و یا سانتریفوژ باشد.
پره‌های جهت دهنده هوا که بوسیله آنها می‌توان هوای خروجی از یونیت هیتر را به قسمتهای مختلف محل گرم شونده هدایت کرد
کابینت و یا محفظه که پروانه و کویل در داخل آن و پره‌های جهت دهنده هوا بروی آن نصب شده است.
مقدار حرارتی که یک یونیت هیتردر مدت زمان ۱ ساعت در فشار هوای ۱ اتمسفر با درجه حرارت ورودی ۲۰۰ درجه فارنهایت و افت درجه حرارت ۲۰ درجه فارنهایت و درجه حرارت هوای ورودی به کویل ۶۰ درجه فارنهایت به محیط منتقل می‌کند اگر بدون کانال باشد قدرت حرارتی استاندارد نامیده می‌شود.


?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


داستان آینده تان را خودتان بسازید


 

 

مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند، تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دست بسته به کاخ پادشاهی بردند، هر چه التماس کرد که مگر من چه کار کردم، جوابی نشنید اما در کاخ دید که او را بر تخت سلطنت نشاندند و همه به تعظیم و اکرام او بر خاستند و پوزش طلبیدند.
چون علت ماجرا را پرسید! گفتند: «هر سال در چنین روزی، ما پادشاه خویش را این گونه انتخاب می کنیم.»
روزی با خود بر اندیشید که داستان پادشاهان پیش را باید جست که چه شدند و کجا رفتند؟ طرح رفاقت با مردی ریخت و آن مرد در عالم محبت به او گفت که: «در روزهای آخر سال پادشاه را با کشتی به جزیره ای دور دست می برند که نه در آنجا آبادانی است و نه ساکنی دارد و آنجا رهایش می کنند. بعد همگی بر می گردند و شاهی دیگر را انتخاب می کنند.»
محل جزیره را جویا شد و از فردای آن روز داستان زندگی اش دگرگون شد.
به کمک آن مرد، به صورت پنهانی غلامان و کنیزانی خرید و پول و وسیله در اختیارشان نهاد تا به جزیره روند و آنجا را آباد کنند. سراها و باغ ها ساخت.
هرچه مردم نگریستند دیدند که بر خلاف شاهان پیشین او را به دنیا و تاج و تخت کاری نیست.
چون سال تمام شد روزی وزیران به او گفتند: «امروز رسمی است که باید برای صید به دریا برویم.»
مرد داستان را فهمید، آماده شد و با شوق به کشتی نشست، او را به دریا بردند و در آن جزیره رها کردند و بازگشتند، غلامان در آن جزیره او را یافتند و با عزت به سلطنتی دیگر بردند!

 

بازديد : 87 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه نظر دهيد! [ ]


داستان دانایی، توشه راه است


می گویند در زمان های دور پادشاهی حکم می راند که در میان درباریان و خدم و حشم، غلام سیه چرده ای را بسیار نیکو می داشت. دیگر درباریان از این امر خشمگین بودند و گهگاه بر پادشاه خرده می گرفتند که: سلطانی را با چنین جاه و جلال، سزاوار نبود که سر در بر غلامی سیه روی به مصاحبت وی مشغول باشد در حالی ک......

 

 

بازديد : 88 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه نظر دهيد! [ ]


بزن شاد و بزن شاد


می گویند : شاد بنویس ...


نوشته هایت درد دارند!


و من یاد ِ مردی می افتم ،


که با کمانچه اش ،


گوشه ی خیابان شاد میزد...


اما با چشمهای ِ خیس ...!



y7acewgos8ue3xr2fwy.jpg (333×527)

بازديد : 89 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه نظر دهيد! [ ]


مردان افغان


منبع : من یک افغانی ام

نماز زیاد خواندن کار پیرزنان است

روزه فزون داشتن صرفه ی نان است

و حج نمودن تماشای جهان است

اما نان دادن کار مردان است . . .

 مردان 

http://files.afghanpaper.com/pics/201203/201203041452402793.jpg

n78739bp2pzxdac54xf.jpg (450×300)

 

ادامه مطلب حرفهایی برای گفتن دارد

بازديد : 115 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه نظر دهيد! [ ]


این انصاف نیست ...


 

به دنیا آمد تا دختر کسی شود...
ازدواج کرد تا همدم کسی شود...
بچه دار شد تا مادر کسی شود...
برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...

w2y5qvfr565d8w4arv.jpg (420×320)

یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛
اما
10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند !!!
این انصاف نیست ...

بازديد : 93 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه نظر دهيد! [ ]



grq51tygg1mpvddfhu92.jpg (500×328)

 

خواهش میکنم ادامه مطلب رو با دقت ببینید و بخوانید !

بازديد : 102 بار دسته بندي : داستان عاشقانه متفرقه عکس های عجیب نظر دهيد! [ ]


سه حکایت آموزنده


سه حکایت آموزنده

 

چنين حكايت كنند كه...



همنشيني با فرد نابينا
شخص پرخوري هنگام افطار با كوري هم نشين شد. از قضا كور از او شكم خواره تر بود و به او مجال نمي داد.
هنگام رفتن پرخور به صاحب خانه گفت: خانه احسانت آباد. من امشب دو دفعه از تو شاد شدم:
اول بار بدان سبب كه مرا با كوري هم مجموع كردي و چنين انگاشتم كه كاملا خواهم خورد و دوم بار پس از فراغ از خوردن شاد شدم از اينكه اين كور مرا نخورد

همه ماست هاي خود را كيسه كردند

وزير به پادشاه مي گويد: قوت مردم فقير ماست است و ماست بند ها نيز مرتب قيمت ماست را بالا مي برند. حكمي بده كه قيمت ماست ها زياد نشود.
پادشاه نيز امر مي كند كه قيمت ماست نبايد از فلان مقدار بيشتر شود.
روزي به پادشاه خبر مي دهند كه ماست بند هاي شهر دو نوع ماست مي فروشند. ماست شاه عباسي كه به قيمت اعلام شده فروش مي رود و ماستي كه به قيمت بالا فروش مي رود.
پادشاه با لباس مبدل به بازار مي رود و طلب ماست مي كند. ماست بند مي گويد: چه ماستي مي خواهي؟ پادشاه با تعجب مي پرسد: ماست مي خواهم ديگر! چه فرقي مي كند؟ ماست بند مي گويد: گوئي تازه به اين مملكت آمدي؟! در اين ولايت دو نوع ماست داريم. ماست شاه عباسي كه همان دوغي است كه در جلوي در است و به قيمت اعلام شده به فروش مي رود و ماستي هم پشت دكان داريم كه ماستي سفت و آب رفته است و قيمتش بالاتر از قيمت اعلام شده است. حالا از كدام مي خواهي؟
پادشاه دستور مي دهد كه ماست بند را وارونه از در دكان آويزان كنند و كمرش را محكم ببندند و تمام ماست هاي آب بسته را در پاچه هاي شلوارش بريزند و بعد پاچه هايش را محكم ببندند و آن قدر در آن حالت بماند تا تمام آب ماست ها كشيده شود.
بعد از اين حكم تمام ماست بند ها از ترس شاه ماست هاي خود را در كيسه كردند و مقابل در دكان آويختند. از آن پس هر كسي كه كاري را از روي ترس و اجبار انجام مي دهد مي گويند كه: فلاني ماستش را كيسه كرده است

بنياد ظلم از اندك شروع شود

روايت كرده اند كه براي انوشيروان عادل در شكارگاهي گوشت شكاري را كباب كردند. نمك در آنجا نبود پس يكي از غلامان به روستايي رفت تا نمك بياورد.
انوشيروان به آن غلام گفت: نمك را به قيمت روزانه ( نه كمتر) خريداري كن تا آئين نادرستي را بنيان نگذاري و در نتيجه روستا خراب نگردد.
به انوشيروان گفتند: اندكي كمتر از قيمت خريدن چه آسيبي مي رساند؟
انوشيروان پاسخ داد: بنيان ظلم در آغاز از اندك شروع شده و سپس به طور مكرر بر آن افزوده شده و زياد گشته است

اگر از باغ رعيت ملك خورد سيب   برآورند غلامان او درخت از بيخ

بازديد : 103 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


داستان جالب شاگرد و استاد.


داستان جالب شاگرد و استاد....

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله، آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمآیانگر صفات ماست، خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد، سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F)  نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمآیانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن

 

بازديد : 145 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


مجموعه داستان کوتاه و پند آموز


مجموعه داستان کوتاه و پند آموز

برو ادامه مطلب

بازديد : 123 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


زيباترين قلب


زيباترين قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام.....

برو اد امه مطلب

بازديد : 127 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


داستان ديوانگی و عشق


داستان ديوانگی و عشق
برو ادامه مطلب

 

بازديد : 131 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


تا حالا شده عاشق بشين؟؟؟


تا حالا شده عاشق بشين؟؟؟

بازديد : 115 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


پیرمرد عاشق!(داستان)


پیرمرد عاشق!

پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد.پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد.مرد به زمین افتاد.مردم دورش جمع شدند واو را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود.پیرمرد در فکر فرو رفت.سپس بلند شد ولنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت:"که عجله دارد ونیازی به عکسبرداری نیست" پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند.برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیر مرد گفت:" زنم در خانه سالمندان است.من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم.نمیخواهم دیر شود!" پرستاری به او گفت:" شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم. که امروز دیرتر میرسید." پیرمرد جواب داد:"متاسفم.او بیماری فراموشی دارد ومتوجه چیزی نخواهد شد وحتی مرا هم نمیشناسد." پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید در حالی که شما را نمیشناسد؟"پیر مرد با صدای غمگین وآرام گفت:" اما من که او را مي شناسم نظرتو بگو

بازديد : 121 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


داستان تنها راه رسیدن


تنها راه رسیدن
 
 
برو ادمه مطلب

 

بازديد : 194 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


داستان عاشقانه


داستان عاشقانه

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

بازديد : 113 بار دسته بندي : داستان عاشقانه نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • نوشيدني آلوئه‌‌ ورا

    دانلود منیجر برای PC

    فرش 1000 شانه قیمت

    خرید اینترنتی سی دی و دی وی دی

    کانال تلگرام شهرها

    بازی دخترانه

    خرید گیفت کارت گوگل پلی

    مشاوره پایان نامه ارشد

    خرید سرور مجازی انگلیس

    خرید فیلتر شکن

    بهترین سایت مد و زیبایی

    پرورش بلدرچین

    رمضان سال 95

    اخبار فوتبال

    جی پی اس گارمین

    چاپ کاتالوگ و بروشور

    خرید جم کلش رویال

    دانلود آهنگ جدید

    دوباره زندگی












  • بک لينک بک لينک